نقش مربیان و مدرسان در کاهش شکاف میان آموزش و بازار کار

نقش مربیان و مدرسان در کاهش شکاف میان آموزش و بازار کار

هر ساله هزاران جوان ایرانی پس از سال‌ها تحصیل، پشت درهای بسته بازار کار می‌ایستند. بر اساس تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در میان فارغ‌التحصیلان آموزش عالی در زمستان ۱۴۰۴ به ۳۶.۶ درصد رسیده است. این در حالی است که نرخ بیکاری کلی کشور حدود ۷.۴ درصد گزارش شده است. به عبارتی بیش از یک‌سوم فارغ‌التحصیلان دانشگاهی موفق به یافتن شغل نمی‌شوند. این رقم برای زنان تحصیل‌کرده از ۵۰ درصد فراتر می‌رود.

این ارقام تلخ، روایتی آشنا را بازگو می‌کنند: نظام آموزشی ما نتوانسته خود را با نیازهای واقعی بازار کار هماهنگ کند. کارشناسان حوزه اشتغال، مدرک‌گرایی و گسست میان دانشگاه و صنعت را علت اصلی این ناترازی می‌دانند. در چهار سال گذشته حدود ۳ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر آموزش مهارتی دیده‌اند، اما تنها حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر از آن‌ها موفق به ورود به بازار کار شده‌اند.

 

در این میان، یک عنصر کلیدی کمتر موردتوجه قرار گرفته است: مربیان و مدرسانی که قرار است این شکاف را پر کنند، خود بخشی از معضل هستند. تا زمانی که مدرسان به مهارت‌های روز و روش‌های نوین تدریس مجهز نباشند، هرگونه اصلاحات ساختاری در نظام آموزشی، نتیجه‌ای جز اتلاف سرمایه و زمان نخواهد داشت. گزارش مشترک بانک جهانی، سازمان بین‌المللی کار و یونسکو نیز بر این نکته تأکید دارد که مربیان آموزش‌های فنی‌و‌حرفه‌ای اغلب فاقد مهارت‌های پداگوژیک لازم، تجربه صنعتی کافی و چشم‌انداز شغلی روشن هستند.

 

۱. شکاف مهارتی

شکاف مهارتی به فاصله میان مهارت‌های کسب‌شده در نظام آموزشی و مهارت‌های موردنیاز بازار کار گفته می‌شود. این شکاف در ایران ابعاد گسترده‌ای دارد و ریشه در عوامل متعددی دارد.

 

نخست، نظام آموزش عالی همچنان بر آموزش‌های نظری و تئوریک متمرکز است و بسیاری از فارغ‌التحصیلان بدون تجربه عملی یا مهارت‌های کاربردی وارد بازار کار می‌شوند. افزایش تعداد دانشگاه‌ها و رشته‌های غیرکاربردی نیز به این مشکل دامن زده است. نرخ بالای بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نشان‌دهنده این ناهماهنگی عمیق است.

 

دوم، نظام آموزش فنی‌وحرفه‌ای باوجود پتانسیل بالا، با چالش‌های جدی مواجه است. پژوهشی که با مشارکت ۳۸۰ نفر از مدیران صنایع، فارغ‌التحصیلان و مربیان انجام شده، نشان می‌دهد آموزش‌های فنی‌و‌حرفه‌ای زمانی در کاهش شکاف مهارتی مؤثرند که مبتنی بر سه اصل باشند: ۱- نیازسنجی پویا و مستمر از بازار کار ۲- آموزش در محیط‌های شبیه‌سازی‌شده و واقعی کار ۳- همراهی با مربیان دارای تجربه صنعتی.

 

سوم، گسست میان نهادهای آموزشی و بخش خصوصی موجب شده که سرفصل‌های آموزشی سال‌ها بدون تغییر باقی بمانند، درحالی‌که نیازهای صنعت با سرعت فزاینده‌ای در حال تحول است. این شکاف نشان‌دهنده نیاز فوری به تنظیم سیستم آموزشی و ایجاد پیوند مؤثر بین آموزش و نیازهای واقعی بازار کار است.

 

۲ . مدرسان؛ حلقه مفقوده در زنجیره مهارت‌آموزی

چرا باوجود دهه‌ها تلاش برای اصلاح نظام آموزشی، همچنان شاهد این شکاف عمیق هستیم؟ پاسخ در یک نکته ساده اما مغفول‌مانده نهفته است: کیفیت هر نظام آموزشی، هرگز فراتر از کیفیت مدرسان آن نیست.

 

رئیس سازمان آموزش فنی‌و‌حرفه‌ای کشور، کمبود مربیان واجد شرایط را یکی از جدی‌ترین چالش‌های پیش روی این بخش دانسته و اعلام کرده است که ایران در حال حاضر با کمبود حدود ۱,۵۰۰ مربی فنی‌و‌حرفه‌ای در سطح کشور مواجه است. این کمبود، تنها یک مسئله کمی نیست؛ بلکه کیفیت آموزش را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

 

پژوهش‌های بین‌المللی نیز این نگرانی را تأیید می‌کنند. بر اساس گزارش مرکز اروپایی توسعه آموزش حرفه‌ای (Cedefop)، نزدیک به ۳۰ درصد از مربیان آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای در اروپا احساس می‌کنند که به‌شدت نیازمند ارتقای مهارت‌های دیجیتال خود هستند. در کشورهای درحال‌توسعه، این شکاف بسیار عمیق‌تر است. گزارش مشترک بانک جهانی، سازمان بین‌المللی کار و یونسکو نشان می‌دهد که مربیان آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای در کشورهای با درآمد پایین و متوسط اغلب با چالش‌هایی مانند فقدان آموزش‌های پداگوژیک، تجربه صنعتی ناکافی، و فرصت‌های شغلی محدود مواجه هستند. همچنین، بسیاری از مربیان فاقد مهارت‌های پداگوژیک لازم برای ارائه آموزش باکیفیت هستند و اغلب تجربه صنعتی کمی دارند یا هیچ تجربه‌ای ندارند.

 

یک مربی موفق فنی‌و‌حرفه‌ای، باید هم‌زمان «معلم» و «صنعتگر» باشد؛ یعنی هم بر روش‌های تدریس مسلط باشد و هم تجربه عملی در محیط کار واقعی داشته باشد. متأسفانه، بسیاری از مربیان امروز یا فاقد تجربه صنعتی کافی هستند و یا دانش پداگوژیک خود را به‌روز نکرده‌اند و این یعنی شکاف مهارتی، پیش از آنکه به کارآموزان برسد، در خود مربیان ریشه دوانده است.

 

۳. توانمندسازی مدرسان

اگر مدرسان را حلقه مفقوده بدانیم، راهکار اصلی نیز روشن است: توانمندسازی نظام‌مند و مستمر مربیان. این توانمندسازی باید در چهار بعد دنبال شود:

 

توانمندسازی دانشی

 

توانمندسازی دانشی به معنای به‌روزرسانی مستمر مهارت‌های فنی مربیان است. صنعت و فناوری با سرعتی بی‌سابقه در حال تغییر هستند و مربی که با آخرین تحولات حوزه تخصصی خود آشنا نباشد، نمی‌تواند کارآموزانی آماده برای بازار کار تربیت کند.

 

همچنین مربیان باید بر روش‌های نوین تدریس مانند آموزش مبتنی بر شایستگی و یادگیری تجربی تسلط پیدا کنند و توانایی راهنمایی شغلی و منتورینگ کارآموزان را نیز داشته باشند.

 

توانمندسازی ارتباطی

 

توانمندسازی ارتباطی به معنای اتصال دوباره مربیان به صنعت است. یکی از مهم‌ترین راهکارها، اجرای برنامه‌های کارآموزی صنعتی اجباری برای مربیان است. مربیان باید به‌صورت دوره‌ای (مثلاً هر دو سال یک‌بار) مدتی را در محیط‌های کاری واقعی سپری کنند تا هم دانش خود را به‌روز کنند و هم با چالش‌های روز صنعت آشنا شوند. همچنین تشکیل شبکه‌های ارتباطی منظم میان مراکز آموزشی و بنگاه‌های اقتصادی و دعوت از متخصصان صنعت برای تدریس مهمان، می‌تواند به کاهش فاصله میان آموزش و صنعت کمک کند.

 

توانمندسازی ساختاری

 

توانمندسازی ساختاری به معنای بازطراحی نظام تربیت و تأمین مدرس است. این امر شامل بازنگری در استانداردهای صلاحیت حرفه‌ای مربیان (استاندارد مربیگری آموزش) و ایجاد مسیرهای توسعه حرفه‌ای مستمر با پاداش‌های مشخص برای مربیانی است که مهارت‌های خود را به‌روز می‌کنند.

 

همچنین باید سیستم اعتبارسنجی مهارت‌های مربیان توسط تشکل‌های بخش خصوصی ایجاد شود تا کیفیت آموزش‌ها به طور مستقل مورد ارزیابی قرار گیرد.

 

توانمندسازی فناورانه

 

توانمندسازی فناورانه به معنای تجهیز مربیان به ابزارهای عصر دیجیتال است. در دنیایی که آموزش الکترونیکی و هوش مصنوعی به بخش جدایی‌ناپذیر یادگیری تبدیل شده‌اند، مربیانی که با این ابزارها آشنا نباشند، از قافله عقب خواهند ماند. مربیان باید با پلتفرم‌های یادگیری الکترونیکی، ابزارهای تحلیل داده برای شناسایی شکاف‌های مهارتی کارآموزان، و روش‌های یکپارچه‌سازی هوش مصنوعی در فرایند تدریس آشنا شوند.

 

۴. الگوی پیشنهادی

بر اساس بررسی‌های انجام‌شده و با الهام از پژوهش‌های معتبر بین‌المللی در این حوزه، یک برنامه جامع توسعه حرفه‌ای برای مربیان فنی‌و‌حرفه‌ای می‌تواند در چهار فاز طراحی شود:

 

فاز اول، ارزیابی: سنجش دقیق سطح دانش و مهارت‌های موجود مربیان در سه حوزه فنی، پداگوژیک و دیجیتال، و شناسایی شکاف‌های فردی هر مربی.

 

فاز دوم، آموزش: ارائه دوره‌های تخصصی متناسب با نیازهای شناسایی‌شده، شامل به‌روزرسانی دانش فنی، آشنایی با روش‌های نوین تدریس، و توانمندسازی دیجیتال.

 

فاز سوم کاربست: دوره‌های کارآموزی در محیط‌های واقعی صنعتی و اجرای پروژه‌های عملی توسط مربیان در کنار متخصصان صنعت، به‌گونه‌ای که آموخته‌های خود را در عمل به کار بگیرند.

 

فاز چهارم، ارزشیابی: سنجش تأثیر توانمندسازی بر کیفیت خروجی‌های آموزشی، شامل افزایش نرخ اشتغال کارآموزان، کاهش زمان تطابق آن‌ها با محیط کار، و افزایش رضایت کارفرمایان.

 

نتیجه‌گیری و پیشنهادها

شکاف میان آموزش و بازار کار در ایران، تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ یک مسئله انسانی و ساختاری است که ریشه در کیفیت و توانمندی کسانی دارد که قرار است مهارت را به نسل آینده منتقل کنند. مدرسان فنی‌و‌حرفه‌ای، حلقه گمشده‌ای هستند که اگر توانمند شوند، می‌توانند زنجیره معیوب آموزش و اشتغال را از هم بگسلند.

 

برای تحقق این هدف، پیشنهادهای زیر ارائه می‌شود:

 

۱. طراحی مسیرهای توسعه حرفه‌ای مستمر با پاداش‌های مشخص: مربیانی که مهارت‌های خود را به‌روز می‌کنند، باید از طریق ارتقای رتبه، افزایش حقوق یا امتیازات حرفه‌ای تشویق شوند تا انگیزه لازم برای یادگیری مستمر در آنها ایجاد شود.

 

۲. تقاضامحور کردن آموزش‌ها و اتصال نظام آموزشی به نیازهای واقعی بازار کار: نیازسنجی باید به‌صورت مستمر و پویا انجام شود و سرفصل‌های آموزشی بر اساس آن بازنگری گردند. این امر مستلزم همکاری نزدیک با کارفرمایان و تحلیل مستمر بازار کار است.

 

۳. تغییر پارادایم از آموزش متمرکز دولتی به اعتبارسنجی مهارت توسط بخش خصوصی: بخش خصوصی باید در تعیین استانداردهای مهارتی و اعتبارسنجی آنها نقش فعال‌تری ایفا کند تا آموزش‌ها با نیازهای واقعی بازار هماهنگ شوند.

 

۴. سرمایه‌گذاری هدفمند در توسعه شایستگی‌های مربیان: باتوجه‌به کمبود مربی در کشور، جذب و تربیت مربیان جدید و توانمندسازی مربیان موجود باید در اولویت برنامه‌های توسعه آموزش‌های فنی‌و‌حرفه‌ای قرار گیرد.

 

۵. به‌کارگیری فناوری‌های نوین در آموزش مربیان: با الهام از رویکردهای بین‌المللی مانند آنچه مرکز اروپایی توسعه آموزش حرفه‌ای (Cedefop) دنبال می‌کند، باید زیرساخت‌های آموزش الکترونیکی برای توسعه حرفه‌ای مستمر مربیان فراهم شود و شایستگی‌های دیجیتال آن‌ها به طور نظام‌مند ارتقا یابد.

 

۶. ایجاد نظام جامع ارزشیابی کیفیت مربیان: عملکرد مربیان باید به‌صورت دوره‌ای و بر اساس شاخص‌های مشخص ارزیابی شود و نتایج آن در تصمیم‌گیری‌های مربوط به ادامه همکاری، ارتقا و توسعه حرفه‌ای آن‌ها مورداستفاده قرار گیرد.

 

چشم‌انداز این راهبردها، کاهش تدریجی نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان، افزایش رضایت کارفرمایان از کیفیت نیروی کار، و در نهایت، تبدیل ایران از کشوری با رتبه پایین در شاخص‌های مهارت‌آموزی به جایگاهی شایسته‌تر در میان کشورهای منطقه و جهان است.

 

یادداشت از: مجید یوسفی بابادی، کارشناس مدیریت کسب و کار؛ منتشر شده در شماره 8 فصلنامه پیام مهارت

نظرات کاربران
ارسال نظر
شما هم دیدگاه، تجربه یا سوالتان را بنویسید