در بحران، بازاریابی را خاموش کنیم یا بلندتر فریاد بزنیم؟

در بحران، بازاریابی را خاموش کنیم یا بلندتر فریاد بزنیم؟

در مواجهه با بحران، بسیاری از سازمان‌ها با پرسشی کلیدی روبه‌رو می‌شوند:

"آیا باید فعالیت‌های بازاریابی را کاهش داد تا منابع حفظ شود، یا باید آن را تقویت کرد تا دیده شویم و فرصت بسازیم؟"

این دوگانه، صرفاً یک تصمیم عملیاتی یا مالی نیست؛ بلکه انتخابی استراتژیک، روانی و حتی ارزشی است. پرسشی فراتر از "چه کار کنیم" و نزدیک‌تر به "چگونه می‌اندیشیم؟"

از منظر نظریه‌پردازان حوزه رهبری و بازاریابی، دیدگاه‌های متفاوتی مطرح است:

  • فیلیپ کاتلر هشدار می‌دهد که سازمان‌هایی که در دوران رکود، بازاریابی خود را متوقف می‌کنند، پس از بحران با هزینه‌های گزافی برای بازسازی برند و جایگاه‌شان مواجه خواهند شد.
  • جیم کالینز تأکید می‌کند که رهبران موفق، در میانه بحران نه عقب‌نشینی می‌کنند و نه ساده‌انگارانه پیش می‌روند؛ بلکه با امید درونی و انضباط بیرونی، گام‌هایی متوازن و پیوسته برمی‌دارند.
  • مفاهیمی همچون Preserve the Core / Stimulate Progress ، یا  Flywheel Effect  در برابر Doom Loop ، ویا   Creator در برابر Reactor  نیز نمونه‌هایی از نگاه‌های متنوع و کاربردی‌اند که بسته به زمینه‌، می‌توانند مفید واقع شوند.

اما واقعیت این است که هیچ پاسخ جهان‌شمولی وجود ندارد.
درست یا غلطِ تصمیم، مطلق نیست؛ بلکه به شرایط درونی و بیرونی سازمان، فرهنگ تصمیم‌گیری، و مهم‌تر از آن، به نگرش رهبر بستگی دارد.

در چنین لحظاتی، کوچینگ اجرایی نقش مشاور یا تحلیل‌گر را بازی نمی‌کند؛ بلکه بستری امن برای پرسشگری عمیق، بازاندیشی الگوهای ذهنی، و شفاف‌سازی اولویت‌ها و ارزش‌ها فراهم می‌سازد.

در فضای کوچینگ، رهبر دعوت می‌شود تا از تصمیمات واکنشی و مبتنی بر عامه گرایی یا  ترس یا هیجان یا ... فاصله بگیرد و تصمیمی "هم‌راستا با درون و بیرون" خود بگیرد.

از این منظر، کوچینگ به رهبران کمک می‌کند تا:

  1. الگوهای ذهنی خود را بازبینی کنند
    به جای پیروی از جریان عمومی، از خود بپرسند: آیا ارزش‌هایی در سازمان ما هست که ایجاب کند همچنان صدایمان شنیده شود؟
  2. در هدف‌گذاری بازاریابی وضوح ایجاد کنند
    ممکن است همه فعالیت‌ها ضروری نباشند. کوچینگ کمک می‌کند تا تشخیص دهند: چه پیام‌هایی، برای چه مخاطبانی، و با چه هدفی باید ارسال شوند.
  3. شجاعت و واقع‌گرایی را متعادل کنند
    کوچینگ از دو قطب احتیاط کامل یا ریسک‌پذیری مفرط فاصله می‌گیرد و گفت‌وگویی را ممکن می‌سازد که هر دو بُعد در تصمیم حضور داشته باشند.
  4. تعریف خود از موفقیت کوتاه‌مدت را بازنویسی کنند
    شاید فروش کاهش یابد، اما حفظ "حضور ذهنی" و "اعتماد انسانی" به مخاطب، سرمایه‌ای باشد که سازمان را از بحران عبور می‌دهد.

خلاصه اینکه

تصمیم برای افزایش یا کاهش فعالیت بازاریابی در بحران، پاسخ ثابتی ندارد. اما آنچه اهمیت دارد، ساختن فرایند تصمیم ‌گیری آگاهانه، هم‌راستا با هویت رهبر و واقعیت سازمان است.

کوچینگ، راهکار نمی‌دهد. بلکه فضای «تفکر مستقل» را می‌سازد، فضایی که رهبر، پیش از انتخاب بین «سکوت یا فریاد»، چند گام عقب‌ تر می‌رود... و صدای اندیشه‌ خود را می‌شنود.

ودر اخر پرسشی از شما :

در شرایط چالشی امروز، آیا تصمیمات بازاریابی‌ تان بازتابی از ارزش‌های واقعیتان است ؟

نظرات کاربران
ارسال نظر
شما هم دیدگاه، تجربه یا سوالتان را بنویسید