وقتی احساس می‌کنم هیچ کنترلی روی شرایط ندارم، چه کنم؟از درماندگی به عاملیت؛ رویکردی مبتنی بر پژوهش و Co-Active Coaching

وقتی احساس می‌کنم هیچ کنترلی روی شرایط ندارم، چه کنم؟از درماندگی به عاملیت؛ رویکردی مبتنی بر پژوهش و Co-Active Coaching

 

چکیده

 

تقریباً همه انسان‌ها در مقاطعی از زندگی با شرایطی مواجه می‌شوند که خارج از کنترل آن‌ها به نظر می‌رسد؛ از بحران‌های مالی و تغییرات شغلی گرفته تا مشکلات خانوادگی، بیماری، جدایی یا رویدادهای غیرمنتظره زندگی. در چنین موقعیت‌هایی، افراد اغلب احساس ناتوانی، اضطراب و سردرگمی را تجربه می‌کنند. پژوهش‌های روان‌شناسی نشان می‌دهد که برداشت ما از میزان کنترل، تأثیر مستقیمی بر سلامت روان، تاب‌آوری و کیفیت تصمیم‌گیری دارد. از سوی دیگر، رویکرد Co-Active Coaching پیشنهاد می‌کند که حتی زمانی که کنترل شرایط را نداریم، همچنان می‌توانیم بر نحوه پاسخ دادن به شرایط اثرگذار باشیم. این مقاله به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه می‌توان در دل بی‌ثباتی، حس عاملیت و قدرت درونی را بازیابی کرد.

 

مقدمه

"سنگین‌ترین لحظه‌های زندگی"

 

لحظه‌هایی در زندگی وجود دارند که انگار همه چیز از دست ما خارج می‌شود.

تلفنی که منتظرش هستیم اما زنگ نمی‌خورد.

رابطه‌ای که نمی‌توانیم آینده آن را تعیین کنیم.

بازاری که برخلاف پیش‌بینی ما حرکت می‌کند.

تصمیمی که دیگر فقط به ما وابسته نیست.

در این لحظات، بسیاری از افراد یک جمله مشترک را تکرار می‌کنند:

«هیچ کاری از دستم برنمی‌آید.»

اما آیا واقعاً هیچ کاری از دست ما برنمی‌آید؟

یا فقط تلاش می‌کنیم چیزی را کنترل کنیم که اساساً قابل کنترل نیست؟

 

آنچه علم درباره احساس کنترل می‌گوید:

در دهه ۱۹۷۰، پژوهش‌های روان‌شناختی درباره پدیده‌ای به نام «درماندگی آموخته‌شده» نشان دادند که وقتی افراد بارها تجربه کنند که تلاششان تأثیری بر نتیجه ندارد، ممکن است به تدریج باور کنند که هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارند.

نکته مهم این است که درماندگی همیشه از واقعیت بیرونی ناشی نمی‌شود.

گاهی از برداشت ما نسبت به واقعیت ناشی می‌شود.

به بیان دیگر، دو نفر ممکن است در شرایط مشابه قرار داشته باشند، اما یکی احساس ناتوانی کند و دیگری همچنان به دنبال راهی برای اثرگذاری باشد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند افرادی که احساس عاملیت بیشتری دارند، معمولاً تاب‌آوری بالاتر، سلامت روان بهتر و توانایی بیشتری برای سازگاری با تغییرات دارند.

 

اشتباه رایج

"تلاش برای کنترل همه چیز"

 

یکی از بزرگ‌ترین منابع استرس، تلاش برای کنترل چیزهایی است که خارج از حوزه نفوذ ما قرار دارند.

رفتار دیگران.

تصمیم‌های دیگران.

گذشته.

اقتصاد جهانی.

نتیجه نهایی بسیاری از اتفاقات.

هرچه انرژی بیشتری صرف کنترل این عوامل کنیم، احساس ناتوانی بیشتری را تجربه خواهیم کرد.

زیرا هر بار با واقعیتی روبه‌رو می‌شویم که خارج از اختیار ماست.

 

نگاه Co-Active Coaching

"بازگشت به قدرت انتخاب"

 

یکی از اصول بنیادین Co-Active Coaching این است که انسان ذاتاً خلاق، کامل و توانمند است.

این اصل به این معنا نیست که ما همه چیز را کنترل می‌کنیم.

بلکه به این معناست که همیشه ظرفیتی برای انتخاب نحوه پاسخ دادن به شرایط داریم.

در بسیاری از موقعیت‌ها، مسئله اصلی شرایط نیست.

مسئله این است که تمام توجه خود را روی چیزی گذاشته‌ایم که خارج از کنترل ماست و ارتباط خود را با آنچه در اختیار ماست از دست داده‌ایم.

 

در چنین شرایطی، کوچینگ سؤالی متفاوت مطرح می‌کند:

«در این وضعیت، هنوز چه چیزی در اختیار من است؟»

این سؤال ساده می‌تواند نقطه آغاز بازگشت به عاملیت باشد.

 

مدل C.O.R.E برای بازیابی حس کنترل

 

C – Clarify (شفاف‌سازی)

نخست باید میان آنچه در کنترل توست و آنچه خارج از کنترل توست تمایز قائل شوی.

دو فهرست بنویس:

آنچه می‌توانم کنترل کنم.

آنچه نمی‌توانم کنترل کنم.

این تمرین اغلب وضوح زیادی ایجاد می‌کند.

 

O – Own (مالکیت)

مسئولیت بخشی را که به تو مربوط است بپذیر.

نه بیشتر.

نه کمتر.

مالکیت به معنای سرزنش خود نیست.

به معنای پذیرفتن سهم خود از قدرت است.

 

R – Respond (پاسخ آگاهانه)

بین اتفاقی که رخ می‌دهد و واکنشی که نشان می‌دهی، فضایی وجود دارد.

در آن فضا، قدرت انتخاب نهفته است.

پیش از واکنش، مکث کن.

از خود بپرس:

«می‌خواهم چگونه پاسخ دهم؟»

 

E – Engage (درگیر شدن)

به جای انتظار برای تغییر شرایط، روی کوچک‌ترین اقدام ممکن تمرکز کن.

اقدام، حتی اگر کوچک باشد، حس عاملیت را تقویت می‌کند.

 

چرا عاملیت مهم‌تر از کنترل است؟

بسیاری از افراد به دنبال احساس کنترل هستند.

اما زندگی همیشه قابل کنترل نیست.

در مقابل، عاملیت تقریباً همیشه در دسترس است.

عاملیت یعنی باور داشته باشم که می‌توانم بر نحوه فکر کردن، انتخاب کردن و عمل کردن خود اثر بگذارم.

"شاید نتوانم باد را تغییر دهم.

اما هنوز می‌توانم بادبان‌ها را تنظیم کنم."

این تفاوتی ظریف اما سرنوشت‌ساز است.

 

Reflection Questions

اگر اکنون احساس می‌کنی هیچ کنترلی روی شرایط نداری، چند دقیقه برای این پرسش‌ها وقت بگذار:

- دقیقاً چه چیزی مرا آزار می‌دهد؟

- آیا این موضوع واقعاً در کنترل من است؟

- انرژی من اکنون صرف چه چیزی می‌شود؟

- اگر بخواهم تمرکز خود را از کنترل به اثرگذاری منتقل کنم، چه چیزی تغییر می‌کند؟

- کوچک‌ترین اقدام مؤثری که امروز می‌توانم انجام دهم چیست؟

- در این موقعیت، چه چیزی هنوز در اختیار من است؟

- می‌خواهم این چالش چه چیزی درباره شخصیت من آشکار کند؟

 

Implications for Coaches

زمانی که مراجع احساس می‌کند هیچ کنترلی بر شرایط ندارد، وسوسه‌انگیز است که به او راه‌حل یا توصیه ارائه شود.

اما رویکرد Co-Active Coaching مسیر متفاوتی را پیشنهاد می‌کند.

کوچ به جای تلاش برای حل مسئله، به مراجع کمک می‌کند مرز میان کنترل و نفوذ را تشخیص دهد.

هدف کوچ، بازگرداندن مراجع به نقطه‌ای است که بتواند دوباره قدرت انتخاب، مسئولیت و عاملیت خود را تجربه کند.

"در بسیاری از موارد، همین تغییر نگاه، آغاز تحول است."

 

نتیجه‌گیری

احساس نداشتن کنترل، یکی از دشوارترین تجربه‌های انسانی است.

اما اغلب آنچه ما را فرسوده می‌کند، خود شرایط نیست.

تلاش مداوم برای کنترل چیزی است که قابل کنترل نیست.

پژوهش‌های علمی و تجربه کوچینگ هر دو نشان می‌دهند که مسیر خروج از این وضعیت، گسترش کنترل نیست.

بازگشت به عاملیت است.

شاید امروز مهم‌ترین سؤال این نباشد:

«چگونه همه چیز را کنترل کنم؟»

شاید سؤال مؤثرتر این باشد:

«در میان تمام چیزهایی که خارج از کنترل من هستند، امروز چه چیزی هنوز در اختیار من است؟»

پاسخ به همین سؤال، می‌تواند اولین گام برای بازگشت به قدرت درونی باشد.

 

 

 

منابع (APA 7)

 

Bandura, A. (1997). Self-efficacy: The exercise of control.

 

Rotter, J. B. (1966). Generalized expectancies for internal versus external control of reinforcement.

 

Seligman, M. E. P. (1975). Helplessness: On depression, development, and death.

 

Deci, E. L., & Ryan, R. M. (2000). The "what" and "why" of goal pursuits: Human needs and the self-determination of behavior.

 

Kimsey-House, K., Kimsey-House, H., Sandahl, P., & Whitworth, L. (2018). Co-Active Coaching (4th ed.).

 

Frankl, V. E. (2006). Man's Search for Meaning.

نظرات کاربران
ارسال نظر
شما هم دیدگاه، تجربه یا سوالتان را بنویسید